ویژه

لطفا تا بارگذاری کامل صفحه صبر کنید.

استاتوس های غمگین و احساسی

استاتوس های غمگین و احساسی

استاتوس های غمگین و احساسی

آن سوی دلتنگی ها همیشه خدایی است که داشتن ان جبران همه نداشته هاست…
::
::
لطفا هی نپرسید دلتنگی چه معنی دارد؟دلتنگی معنی ندارد…درددارد…
::
::
یا اون شبها بخیر
که تا صبح اس ام اس بازی میکردیم
و تو آخرش مینوشتی :
کاش الان پیشم بودی….
::
::
چقدرسخته منطقی فکرکنی وقتی… احساساتت داره خفت میکنه!!
::
::
خدایا!!!!!!!!!!!!!!
این بند دل آدم کجاست؟؟؟؟؟؟؟؟
که گاهی با
یک اسم
یا حضور یک نفر
و یا با یک لبخند “پاره” میشود…
::
::
دلتنگی فقط یک اسم مستعار است
برای تمام حس هایی که
اسمشان را نمی دانیم
و هر کدامشان برای خود یک دلتنگی اند .
::
::
سنگین است تکلیف بی تو بودن! تو آسوده بخواب من مشق گریه هایم مانده….
::
::
چه حماقتی که مرا میرانی باز احمقانه میخواهمت چه غرور بی غیرتی دارم من!!

::

::

نفس میکشم تابه جای مرده ها خاکم نکنند این گونه است حال من دیگر چیزی نپرس….
::
::
یادم باشد دیگر هرگز خاطره هایم را کند و کاو نکنم! مثل آتش زیر خاکستر می ماند… حساب از دستم در رفته… چندمین بار است که با یاد نگاه آخرت آتش می گیرم….؟؟ …
::
::
مدت هاســت احــساس میکــنم کــر و لال شــدم . . !!
این روزها صــدای احــساساتم رو فــقط صــفحه ی کیــــــــبوردم
میشــنود . . . !!
::
::
مرا پی در پی زدند باز هم سکوتم مراخفه میکند و هیچ نمی گویم
::
::
سخت در اشتباهی،
اگر فکر میکنی این روزها زود می گذرد….
به باور های غلطی رسیده ای،
اگر فکر میکنی که دلتنگی اسان است….
چه عقاید پلیدی داری،
اگر فکر می کنی دلم برایت تنگ نمی شود…
::
::
شنیدم داری می ری…
نگفتی نگرونم …
شنیدم گفتی حرفه…
به دنبال بهونم…
شنیدم گفتی دنیا…
مثل شهرِ فرنگه…
به کسی که می فهمه…
نگو زندگی قشنگه…
من ندیدمت،شنیدم حرفاتو،نگفتی می شکنم با درداتوکمتر از من نیست رویات وشنیدم داری می ری ….
تا دیدی نمی تونم…
شنیدم گفتی سخته,کنار تو بمونم….
شنیدم دست کشیدی,از اون چیزی که بودی…
ندیدم ولی می گم …. :
که تو عاشق نبودی…
::
::
تنهایی را دوست دارم . . .
بی دعوت می آید
بی منت میماند
بی خبر نمیرود.
::
::
این روزها تنم گرمی یک آغوش میخواد با طعم عشق نه هوس
لبانم خیسی لبانی را میخواهد با طعم محبت نه شهوت
موهایم نوازش دستی را میخواهد با طعم ناز نه نیاز
تنی را میخواهم که روحم را ارضا کند نه جسمم را…
::
::
دلتنگم،
مثل مادر بی سوادی
که دلش هوای بچه اش را کرده
ولی بلد نیست شماره اش را بگیره
::
::

گــــآهـ ـے…!
هَــــنوز گـ ـآهــــے…!
مَــــرآ بـ ـه جــــآن تـ ـو قَـــــسَم مـ ـے دَهَـــــند…!
ببـــــین تَـــــنهـ ـآ مَـــن نیســـتَم
کــــ ه رَفتَــــــنَت رآ بــآوَر نمـــــــے کُـــنَم…!
::
::
میگن هروقت دلت واسه کسی تنگ شد نگاش کن. نبود صداش کن. نشنید دعاش کن…..
::
::
از دوریت چه خیال هایی میبافم
اه دل خوش باوره من
چقدر هنرمندانه زجر میکشی
ازکمال الملک زیباتر
::
::
اینجا بجز دوری تو
چیزی ب من نزدیک نیست
::
::
درد را بــا چــه انـــدازه می گیــرنــــد ؟ درد دارمــــ ، از اینــجــــا تــــا تـــــو …!
::
::
کاشکــــــی… یک نفــــر بــــود کـــه میگـــفت بــــه مــــــن ” همـــه ی من .. از آنِ تـــو .. وقتــــی کــه دلت می گیـــــرد ” .. !
::
::
خـــوابهـایـم گاهـی… زیباتر از زندگی ام مـی شـونــد… کـاش گـــــاهــی… بــــــرای همیشه خـــواب مــی مــانــدم …!!
::
::
دلم تنگ شده واسه اون موقع ها که:
به فصل بهار حساسیت داشتم و بدنم قرمز میشد مخصوصا با خوردن چیپس و اون جلوم میخورد تا منم هوس کنم و بخورم و بعد اون کلی به دستهای قرمزم بخنده حالا دستام که داره تایپ میکنه قرمز نیست تو هنوزم چیپس میخوری…
::
::
خدایا …بهم کمک کن فراموشش کنم. سخته نتونم باهاش حرف بزنم و فقط از دورادور حرفاش رو ببینم. چرا دنیا اینطوریه. مگه چی میشد من با او دو تایی بازم حرف بزنیم. این چه احساسیه که من دارم.
::
::
میگن به هرچی بخندی سرت میاد!!!! خدایا من به دلتنگی کی خندیدم!!!!
::
::
همه چیز با تو شروع شد
اما هیچ چیز با تو تموم نمیشه
حتی همین دلتنگی های من ..
::
::
این روزها تلخ می گذرد.
دستم میلرزد از توصیفش!
همین بس که نفس کشیدنم در این مرگِ تدریجی،
مثل خودکُشی است،
با تیغِ کُند.
::
::
یکی از لذت هایی که ندارم اینه:
تو بارون زیر نور چراغ ها قدم بزنیم کولاهم برداره فرار کنه برم دنبالش بگیرمش تو بغلم ببوسمشو بگم عشقمی بگم دوست دارم بگم بی تو میمیرم کلاهمو ازش بگیرمو بزارم سرش پاشیم به قدم زدنمون ادامه بدیم از ایندمو بگیم شاد باشیم بخندیم..
::
::
آخه تو که از دستش ندادی
تو که آغوشش رو داری
تو که گرمی دستاش رو داری
تو که چشات می بینتش
تو که گوشات صداشو میشنوه
پس الکی نگو درکت می کنم
::
::
آغـــوشــتــــو بـــــه غـــیر مـــــن بـــــه روی هیـــــشکـــــی وانـــــکن.منـــــو ازایـــــن دلخـــــوشیــا آرامـــــشم جـــــدانـکــن،
مـــــن بـــــرای بـــــاتـو بـــــودن پــره عـــــشق و خـــــواهشم.واســـــه بـــــودنه کنـــــارت تــو بگـــــو بـــه هـــــرکــجا پــــر مـــــیکشــم!!!
::
::
غربت یعنی
به دنبالِ کسی گشتن
و همه را شبیه او دیدن
همه را با او مقایسه کردن
و به همه لبخند زدن
و پیش ِ همه بغض کردن
و باز
و همیشه
به دنبال او گشتن…
::
::
خوانواده میتونه تورو نادیده بگیره فامیل و دوست میتونن تورو فراموش کنن اما عاشق حتی اگه دلشم بشکنی بازم با یاد خاطرات خوبتون باهم به خواب میره.
هیچ وقت عشقتو تنها نذار
::
::
خواستم زنده بمانم، غم یاران نگذاشت
خواستم غم نخورم، دوری خوبان نگذاشت
::
::
گرگ ها همیسه زوزه نمیکشند…..
گاهی میگویند دوستت دارم و زودتر از آنکه بفهمی بره ای.میدرند خاطراتت را……
وتو میمانی باتنی که بوی گرگ گرفته…..
::
::
لج میکنم . . .
بد اخلاق میشم !
نه چیزی میبینم ،
نه چیزی میشنوم ،
نه چیزی میگم !
دست خودم که نیست
تو که نباشی ، زندگی باید به کامِ من تلخ بشه .
::
::
هربار که میخواهم سمتت بیایم یادم میفتد که دلتنگی بهانه خوبی برای تکرار یک اشتباه نیست
::
::
شب ها خوابم نمی برد…
از درد ضربات شلاق خاطراتت روی قلبـــــم
بی انصاف…
محکم زدی ،
جایش مانده است…
::
::

تا الان شده رو ب روی آینه وایسی
حواست نباشه یاد گذشته ها بیوفتی
و آه بلندی بکشی و حواست سر جاش بیاد
و آه بلند تری بکشی؟
::
::
دی آن نگاه های بلند ،
حسرتی ماند و آه های بلند!
فریدون مشیری
::
::
چقدر سخته….
وقتی تو بی تفاوت از کنارم عبور میکنی امامن…
حتی وقتی ردپایت را میبینم بغض میکنی…
بی انصافی است…
::
::
میکوشم غمهایم را غرق کنم,اما بیشرف ها یاد گرفته اند شنا کنند
::
::
بی دلیل برای خودم…
حکمتی بود که بین من و عشقم جدایی افتاد…
حکمتش رو فهمیدم…
مدرک داشت…
مدرکش در دستانم است…
کارت عروسیت با دیگری…
حکمتش این بود که از اولش مال من نبودی…
::
::
نبودنت هایت آنقدر زیاد شده اند که هر غریبه ای را شبیه تو میبینم
نمیدانم
غریبه ها تو شده اند یا تو غریبه
::
::
شغل خوبی دارم . . .
” آدم میکنم و تحویل دیگری میدهم “ . . .
صد در صد تضمینی . . .
::
::
بیزارم….
از هر مسئله ای که تنها راه حلش
گذر زمان است!
::
::
ای غصه مرا دار زدی خسته نباشی!
آتش به شب تار زدی خسته نباشی!
ای غصه دمت گرم که در لحظه ی شادی
با رگ رگ من تار زدی خسته نباشی…!
::
::
وای ازنیمه شبی که بیدارشوم و…
تو رابخواهم…
وپاکت سیگارم خالی باشد…
::
::
من وتو ،
یه عکس دونفره،
به این دنیا بدهکاریم.
::
::
بگذار کسی نداند که چگونه من
به جای نوازش شدن، بوسیده شدن،
گزیده شده ام!
بگذار هیچ کس نداند، هیچ کس!
::
::
وقتی بعد از مدتها بهت زنگ میزنه و تو دست و پات میلرزه
و استرس بهت دست میده زیادم خوشحال نباش.
شاید طرفت زنگ زده پیشوازتو گوش کنه
آدما تا این حد نامردن …
::
::
دلتنگ یک نفر کہ باشے تمام تلاشت را بکنے تا خوش بگذرد و لحظہ اے فراموشش کنے فایدہ اے ندارد!
تو دلت تنگ است،
دلت براے ھمان یک نفر تنگ است،
تا نیاید…
تا نباشد…تو ھنوز دلتنگے!
::
::
سریع ترین نقاشی بود که دیدم در یک چشم به هم زدن روزگارم را سیاه کرد…..
::
::
هنوز تو شک یک زدو خورد ساده ام….
تو “جا زدی” و من “جا خوردم”.
::
::
ابرها دود سیگارهای مردی است …
که غم هایش را فوت میکند …
بغض که زیاد شود …
باران میبارد …


ویژه



 

اسرار پشت پرده دلار



ارسال نظر