ویژه

لطفا تا بارگذاری کامل صفحه صبر کنید.

اس ام اس عاشقانه جدید بهمن ماه

اس ام اس عاشقانه جدید بهمن ماه

دورم ز تو ای خسته خوبان چه نویسم … من مرغ اسیرم به عزیزم چه نویسم … ترسم که قلم شعله زند صفحه بسوزد … با آن دل گریه به عزیزم چه نویسم
::
::
یادته زیر گنبد کبود دو تا عاشق بودن و کلی حسود ؟ تقصیر همون حسودا بود که حالا شده یکی بود یکی نبود!
::
::
توی زندون عشق تو اونقدر شلوغ میکن و زندونو بهم میریزم که مجبور بشی منو بذاری توی انفرادی قلبت !

::
::
باختم در عشق اما باختن تقدیر نیست … ساختم با درد تنهایی ، مگر تقدیر چیست … خسته ام از این زندان که نامش زندگیست … پس قشنگیهای دنیا دست کیست؟ …….
::
::
بگذار که با بوی تو آرام بگیرم … از پنجره ی روی لبت کام بگیرم … بگذار در این لحظه که لبریز تو هستم … در بازدمی از نفست وام بگیرم … مانند غزل داغترین واژه ی خود را … از ساده ترین بوسه لبهام بگیرم … من منتظرم تا تو از این کوچه بیایی … تا زیر قدمهای تو ایهام بگیرم … وقتی غزلم عاشق چشمان ترت شد … میخواهم از این حادثه الهام بگیرم … من آمده ام تا لب این پنجره امشب … یک بوسه داغ از تو سرانجام بگیرم
::
::
صفر را بستند که ما به بیرون زنگ نزنیم ! از شما چه پنهان …. ما از درون زنگ زدیم
::
::
زیبایی زندگی اینه که ندونی و دعایت کنند، نبینی و نگاهت کنند، نشنوی و صدایت کنند، نفهمی و دوستت داشته باشند…
::
::
هرگاه از قلبهای بی عاطفه خسته شدی ، به یاد قلبی باش که هرلحظه بیاد توست
::
::
خاطرات ناقوسهایی هستند که در ایام فراموشی به صدا در می آیند
::
::
ایستادن اجبار کوه بود ، رفتن سرنوشت آب ، افتادن تقدیر برگ و صبر پاداش آدمی. پس بی هیچ پاداشی حراج محبت میکنیم و همه ی ما خاطره ایم
::
::
برگ در انتهای زوال می افتد و میوه در انتهای کمال ، بنگر که چگونه می افتی، چون برگی زرد یا چون سیبی سرخ
::
::
برهنه می آییم ، برهنه میبوسیم ، برهنه میمیریم. با این همه عریانی هنوز قلب هیچکس پیدا نیست ….
::
::
زندگی زندون عشقه ما به اون دل باختیم … خوبی هاشو ندیدیم با بدیهاش ساختیم ……

::
::
عمر یگانه ساعت شنی است که نمیتوان آن را برگرداند و فردا اولین روز از بقیه عمر توست! آن را عزیز بدار به نیکی و عشق با خالق و مخلوق
::
::
زنده باد آنکس که گاهی یادی از ما میکند … از خجالت، ما غریبان غرق دریا میکند … حال ما میپرسد و از مهربانیهای خود … این دل رنجور ما را عطر گلها میکند
::
::
روزی مجنون از روی سجاده ی شیخی عبور کرد ، مرد نماز را شکست و گفت: مردک در حال راز و نیاز با خدا بودم ، تو چگونه این رشته را بریدی؟ مجنون لبخندی زد و گفت: من عاشق دختری هستم و تو را ندیدم، تو عاشق خدایی و مرا دیدی؟!
::
::
ای کاش دلم پنجره ای دیگر داشت … ای کاش خدا فقط شقایق می کاشت … ای کاش یکی می آمد و غمها را … از قلب اهالی زمین برمیداشت
::
::
قلبم را آتش زدم تا فراموشت کند ، اما خاکستر قلبم فریاد میزند که ” دوستت دارم ”
::
::
پرسیدن دوستش داری؟ گفتم : دنیای منه . پرسیدن دوستت داره؟ گفتم : تنها سوال منه !
::
::
شاید پاکترین هوای دنیا، متعلق به لحظه ای است که دلمان هوای هم میکند!
::
::
برایم دعا کن، اجابتش مهم نیست. نیاز من به آرامشی است که بدانم تو به یاد منی
::
::
لب در لبت گذارم … جان در کفن سپارم … تا بر تو عشق دارم … دست از تو برندارم
::
::
باز باران بی ترانه ، گریه های بی بهانه … میخورد بر سقف قلبم ، یادم آرد روی ماهت … باورت شاید نباشد ، که دلم تنگ است برایت ….
::
::
دعای باران چرا ؟ دعای عشق بخوان . این روزها دل ها تشنه ترند تا زمین … خدایا کمی عشق ببار !
::
::
اگه دوسش داری
وقتی ازش ناراحتی
بزن بشکن ! داغون کن حرصتو رو ظرفا و آینه خالی کن !
اما دلشو نشکن . . . !
::
::
لحظه ی شیرینی که به تو دل بستم
از تو پرسیدم من : تو منی یا من تو ؟
و تو گفتی هر دو ، و به تو پیوستم
گفتم ای کاش پناهم باشی
همه جا و همه وقت تکیه گاهم باشی . . .
و تو گفتی هستم ؛ تا نفس هست کنارت هستم . . .
::
::
از گدایی پرسیدند بدبخت تر از تو کسی هست؟ خندید و گفت: آری ، عاشقی که به عشقش نرسد!
::
::
آرزو دارم خورشید رهایت نکند ، غم صدایت نکند ، ظلمت شام سیاهت نکند ، و تو را از دل آن کس که دلت در تن اوست ، حضرت دوست جدایت نکند
::
::
کارگر خسته ای سکه ای از جیب کت کهنه اش در آورد تا صدقه دهد، ناگهان جمله ای روی صندوق دید و منصرف شد ” صدقه عمر را زیاد میکند”
::
::
باتو ام کهنه رفیق، یاد ایام قشنگی که گذشت، کنج قلبم گرم است ، من به یادت هستم ، روزگارت خوش باد!
::
::
هرکس زخدا میطلبد راحت جانی … من طالب آنم که تو بی غصه بمانی
::
::
هرگز به گذشته بر نگردید، اگر سیندرلا برای برداشتن کفشش برمیگشت، هیچگاه یک پرنسس نمیشد!
::
::
بر روی زمین و آسمانها و کرات … در بین مناجات و تمام کلمات … زیباتر از این دعا ندیده است کسی … بر خاتم انبیا محمد (ص) صلوات
::
::
دیدی غافلگیرت کردم! درست در لحظه ای که بیادم نبودی به یادت بودم
::
::
مترسک به گندم گفت: گواه باش که مرا برای ترساندن آفریدند ولی من تشنه ی عشق پرنده ای بودم که سهمش از من ، تنها گرسنگی بود
::
::
یکی محبت میکنه و یکی ناز ! اونی که ناز میکنه محبت می بینه ، اما اونی که محبت میکنه همیشه تنهای تنهاست
::
::
بارالها ای خدای عدل و داد … هرکه کرده یادی از ما زنده باد … یاد ما که معتاد رفیقیم و خمار روی دوست … در مرام ما نباشد ترک این نوع اعتیاد
::
::
قلمی خواهم ساخت از نی باغ بهشت ، جوهر از شیشه ذات ، کاغذ از صفحه دل ، نور از شمع حیات ، تا نویسم همه جا : روزگارتان شاد ، دلتان خوش ، عمرتان جاویدان
::
::
پشت هر کوه بلند، سبزه زاریست پر از یاد خدا ، و درآن باغ کسی میخواند که خدا هست دگر غصه چرا؟
::
::
زن بودن کار مشکلی است ؛ مجبوری همانند یک بانو رفتار کنی ، مانند یک مرد کار کنی ، شبیه یک دختر جوان به نظر برسی ، و مثل یک خانم مسن فکر کنی !
::
::
تلنگر کوچکی است باران ، وقتی فراموش میکنیم آسمان کجاست !
::
::
من از تمام اسمان یک باران را میخواهم !
ازتمام زمین یک خیابان را !
و از تمامی تو یک دست قفل شده در دست من . . .
::
::
من ز گهواره تا گور به جای دانش تو را میجویم . . .
::
::
میگویم دوستت دارم !
نگو که تکراریست ! شاید روزی برسد که نباشم تا تکرارش کنم !
::
::
افکار عاشقانه ام را جمع که میکنم ، دسته گلی می شود شبیه تو برای تو . . .
::
::
همیشه اسم تو بوده اول و آخر حرفام !
بس که اسم تو رو خوندم ، بوی تو داره نفسهام . . .
::
::
بی تو خورشید دلم رهگذری ظلمانی ست / آخرین پنجره ام در خطر ویرانیست
::
::
عاشق اسمم می شوم ، وقتی تو صدایم می کنی . . .
::
::
امروز یه کار ضرورى دارم و اون دوست داشتن توئه . . .
دیروز هم همینطور بود !
فردا هم همینطوره !
::
::
عشق آن نیست که دو نفر به هم نگاه کنند
عشق آن است که هر دو به یک سو بنگرند . . .
::
::
عشق !
همین خنده های ساده ی توست !
وقتی با تمام غصه هایت میخندی تا از تمام غصه هایم رها شوم . . .
::
::
وقتی کسی تو را عاشقانه دوست دارد ؛
شیوه بیان اسم تو ، در صدای او متفاوت است و تو میدانی که اسم تو در لب های او ایمن است . . .
::
::
به خواب می روند مثل من ، تمام ساعت های جهان ، میان بازوان تو . . .
::
::
دوست داشتنت هوس نیست که باشد و نباشد ! نفس است ؛ تا باشم ، تا باشی . . .
::
::
دنیا فهمید خیلی حقیر است وقتی گفتم : یک موی تو را به او نمیدهم . . .
::
::
نیاز که تو باشی ، تمام من میشود “ نیازمندیها ”
::
::
زندگی معنی پیچیده ای ندارد ، همین که تو باشی این تمام زندگیست . . .
::
::
دستانت رو دور گردنم حلقه کن بانو . . .
این دوست داشتنی ترین شالگردن شب های سرد من است ؛ باور کن . . .
::
::
دوستی میوه ی درختانی است که در روح غنی عشق کاشته میشود و با مراقبت محبت آمیز و درک متقابل پرورش می بایند .
::
::
عاشق دیوانه ام از خود ندارم خانه ای … عاشقان کی خانه دارند دل مگر دیوانه ای
::
::
هرگلی را میبینم یاد رویت میکنم … تو گلی من رهگذر هر لحظه بویت میکنم
::
::
به جون ستاره ها تو عزیزتر از چشمامی … هرجا هستی خوش باش تا ابد توی صدامی
::
::
در کوی باوفایان عمری دویده بودم …. مهری که در تو دیدم آنجا ندیده بودم


ویژه

رزرو هتل های مشهد


ارسال نظر