ویژه

لطفا تا بارگذاری کامل صفحه صبر کنید.

داستانک های زیبا و جدید

داستان کوتاه,داستان کوتاه ناخدا یا مهندس

در ادامه در سایت فارس نویس دو داستانک بسیار زیبا برایتان آماده کرده ایم. اگر می خواهید داستانک های دیگری بخوانید، توصیه می کنیم اینجا را کلیک کنید و از ارشیو سایت فارس نویس دیدن به عمل آورید.

زیباترین داستانک ها

فردی خواست خانه ای بسازد. نجاری آورد و گفت: چوب های کف را در سقف بگذار و چوب های سقف را در کف اتاق.
نجار سبب را پرسید، گفت: می گویند آدم وقتی ازدواج می کند زندگی اش زیر و رو می شود، من می خواهم چوب های خانه ام را همین حالا زیر و رو کنم تا هنگامی که ازدواج کردم همه چیز به حالت اول برگردد.

داستانک جالب

_______________________________________________________________________________

داستانک های زیبا

یکی از روزها ناخدای یک کشتی و سرمهندس آن در این باره بحث می  کردند که در کار اداره و هدایت کشتی کدام  یک نقش مهم  تری دارند.
بحث به  شدت بالا گرفت و ناخدا پیشنهاد کرد که یک روز جایشان را با هم عوض کنند. قرار گذاشتند که سرمهندس سکان کشتی را به  دست بگیرد و ناخدا به اتاق مهندس کشتی برود.
هنوز چند ساعتی از جابه  جایی نگذشته بود که ناخدا عرق  ریزان با سر و وضعی کثیف و روغن  مالی بالا آمد و گفت: «مهندس سری به موتورخانه بزن. هرقدر تلاش می  کنم، کشتی حرکت نمی کند.»
سرمهندس فریاد کشید: «البته که حرکت نمی کند، کشتی به گل نشسته است.»

داستانک جدید


ویژه

رزرو هتل های مشهد


ارسال نظر