ویژه

لطفا تا بارگذاری کامل صفحه صبر کنید.

دو داستان عشقی کوتاه

اگر داستان های کوتاه عاشقانه گریه دار را دوست دارید پس به هیچ وجه دو داستان عاشقانه زیبایی که این بار در سایت فارس نویس برایتان آماده کرده ایم را از دست ندهید، و آنها را بخوانید.

داستان عشقی

دختر فروشنده

پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار میکرد. اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت. هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می خرید فقط بخاطر صحبت کردن با اون… بعد از یک ماه پسرک مرد… وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر پسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد… دخترک دید که تمامی سی دی ها باز نشده… دخترک گریه کرد و گریه کرد تا مرد… میدونی چرا گریه میکرد؟ چون تمام نامه های عاشقانه اش رو توی جعبه سی دی میگذاشت و به پسرک میداد

داستان عشقی گریه دار

داستان عشقی گریه آور

روح مرد

مرد زنگ در را زد ! کسی جواب نداد . از در وارد خانه شد و سلام کرد ولی کسی جوابش را نداد ، همسر به او اعتنایی نکرد ، حتی دختر کوچکش هم به او توجهی نکرد ، آرام رفت و روی مبل نسشت ، صدای زنگ تلفن به صدا درآمد ، زن تلفن را برداشت ، صدایی از پشت خط گفت : متاسفانه همسر شما چند ساعت پیش درسانحه ای جان خود را از دست داده است .

داستان عشقی غمگین جدید


ویژه

رزرو هتل های مشهد


ارسال نظر